خرید بک لینک

یا نبود یا اگر هم بود عصبانی و عبوس بود

اسمش رعد و برق بود .. مهربان که میشد هیچ کلمه ای نداشتیم که صدایش بزنیم ..

برچسب: نویسنده: یونا کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:29

خم شدم و از زمین تکه ها را جمع کردم و توی کیفم گذاشتم ، هرچه نگاه میکردم یادم نمی آمد این تکه ها برای کجاست ... این تکه های قرمز برای کجا بود؟ آن تکه ی سبز چی؟ آن خیال سپید؟ آن غمِ خاکستری سخت؟ چقدر گ

برچسب: نویسنده: یونا کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:29

داشتیم از درد حرف میزدیم و خنده مان گرفته بود .. همینکه اینهمه درد در روزمرگی هامان پررنگ میشد و لکه ی سیاهی را میدیدیم که روی پیرهن سفیدمان افتاده بود و بزرگ و بزرگ تر میشود همین تیرگیِ میان روزه

برچسب: نویسنده: یونا کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:29

کجـــایی؟

شبیه به اقامت همیشگیِ موج ها در دریا

درونِ خاطراتِ تو ایستاده ام هنوز .

کجایی؟

رسیدی به آنچه میخواستی؟

به آنکه من نبودم؟

برچسب: نویسنده: یونا کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:29

یک لحظه هایی هست ، آن آخرهای شب ، نزدیک طلوع صبح .. که چراغ ها را خاموش کرده ام؛ توی سکوت وسط اتاق کوچکم دراز کشیده ام و صدای یخچال را از آشپزخانه می شنوم که خاموش و روشن می شود، صدای باز و بسته شدن

برچسب: نویسنده: یونا کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:29

صفحه بندی